سوال: خودت می دانی چرا انقدر محبوب شدی؟
رضا صادقی: به این دلیل که دروغ نمی گویم و ادای آدمهای خوب را در نمی آورم, دوست هم ندارم به چنین راههایی متوسل بشوم, من عاشقم نه فارق, مردم می توانند در خانه های خود مرا ببینند به همین سادگی
سوال: خیلی از جوانها تا قبل از ازدواج علاقه خاصی به رنگ مشکی دارند, این طور نیست؟
رضا صادقی: انتخاب رنگ مشکی یک جور انتخاب شخصی است یک جوان تا زمانی که ازدواج نکرده و تنهاست می توواند علایق مورد نظر خود را انتخاب کند اما وقتی بحث تاهل وسط آمد خودخواهی خواهد بود شریک زندگیت را مجبور کنی در دراز مدت عقاید شخصی شما را بپذیرد مگر اینکه طرف شما هم این باور را داشته باشد که مشکی رنگ عشقه.
سوال: از چه سنی لباس یا پیراهن مشکی پوشیدی؟
رضا صادقی: از 16 سالگی , البته قبل از این سن رنگهای دیگری می پوشیدم ولی باور کنید روحم را آزار می داد به همین دلیل از 16 سالگی رفتم سراغ مشکی
سوال: یعنی از آن زمان دیگر مشکی را از تنت در نیاوردی؟
رضا صادقی : فقط یک هفته از پیراهن سرمه ای استفاده کردم و بعد از آن مریض شدم!!
سوال: تو تجربه یک عشق را داشته ای کدامیک از شما بی وفایی کرد؟
رضا صادقی: هیچکدام, ما فکر کردیم و دیدیم که با هم بودن آبروی عاشقی را می برد , با هم نباشیم بهتر می توانیم زندگی کنیم, آدم برای زندکی کردن زنده است نه برای زنده بودن تا قبل از اینکه عشق ما هندی بازی شود, از هم فاصله گرفتیم.
سوال: از ایشان هم خبری نداری؟
رضا صادقی: فقط می دانم زنده است اما شش سال می شود که از ایشان خبر ندارم دوست دارم هر جا که باشند روزهای خوشی را سپری کنند.
سوال: انتخاب رنگ مشکی ربطی به این عشق نداشت؟
رضا صادقی : نه خیر. پیراهن مشکی را قبل از آن هم می پوشیدم.
سوال: برای تو عشق چه معنی دارد؟
رضا صادقی: عشق برای من حکم دارو دارد, دارویی که اگر نروم سراغ آن از مریضی روحی تلف خواهم شد, من برای درمان مریضی های روحی ام به عشق محتاجم فکر کنم عشق همان آب حیاتی است که همه از ان اسم می برند.
سوال: در بین این همه عاشق و معشوق ادبیات فارسی کدامیک را می پسندی؟
رضا صادقی: شیرین و فرهاد, مجنون برای بقای عشقش دیوانه شد و زد به صحرا ولی فرهاد برای طلب عشق کوه کند, عاشق باید برای اثبات عاشقی کاری کند که فرهاد کرد. بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد. این بیت همان حرف من است که عاشقی اصل است, معشوق ماندنی نیست, معشوق مجازی چون انسان است شاید خوب از کار در نیاید این عاشقی است که موضوع اصلی را در بر میگیرد.
سوال: چقدر فکر می کنی در ترانه هایت با مردم, صادقی؟
رضا صادقی: سعی می کنم در نهایت صداقت باشم, در نهایت راستگویی فقط اگر روزی مردم دیدند دیگر آهنگ نمی خوانم بدانند دیگر نتوانستم صادق باشم و دورغ نگویم!
اعتقادات برای من خیلی محترم است.
من آهنگ نمی خوانم که بگویند رضا صادقی خوانند است, روزی اگر عاشقی و یا تفکر در آهنگ هایم نباشد دیگر نخواهم خواند.
سوال: نظرت در مورد مرگ؟
رضا صادقی: اگر به این باور برسیم که مرگ انتها نیست برای ما قشنگ می شود, مگر هی زمزمه نمی کنیم: ((مرگ پایان یک کبوتر نیست))
سوال: به فرهاد و فریدون فروغی علاقه داری؟
رضا صادقی : فرهاد اسطوره شخصیتی زندگی من در هنر است, فرهاد هنرمند نجیبی بود که ده سال جلوتر از خودش زندگی می کرد, فریدون هم عاشق تبار بود حیف که قدر آنها را ندانستیم.
سوال: واقعا حیف؟
رضا صادقی : من قبل از این هم گفته ام در اولین کنسرتی که در تهران برگزار کنم برای فرهاد و فریدون و آنهایی که جانشان را در راه هنر داده اند 20 ثانیه سکوت و یا دست زدن به منظور احترام اعلام خواهم کرد.
سوال: خوابهایی هم که می بینی مشکی است؟
رضا صادقی: در کل آدم کم خوابی هستم روزی سه الی چهار ساعت می خوابم اما در هنگام خوابیدن خوابهای رنگی هم می بینم ولی خوابهای مشکی من بیشتر پر رنگ تر است.
سوال: شنیده شده علاقه ای به محم رضا فروتن داری؟
رضا صادقی: در بین بازیگران سینما بهروز وثوقی را بازیگر همه سالها می دانم اما بعد از وثوقی محمد رضا فروتن را خیلی دوست دارم.
سوال: چرا؟
رضا صادقی: فکر می کنم محمد رضا فروتم مثل فامیلش فروتن است, ولی شخصیت خاص خودش را دارد, فروتن عین هیچ کس نیست شبیه خودش است از آن دسته ادمهایی است که نان عشق را می خورد منت نانوا ندارد.
سوال: برنامه آینده ات؟
رضا صادقی: قول می دهم کارهای جدیدی را به زودی ارائه دهم, بارنگ مشکی و یک نقص جدید.
سوال: چه کسانی یا چه چیزی را در دنیا بیشتر از همه دوست داری؟
رضا صادقی: اول مادرم و پدرم و بعد هم خلوتم.
سوال: به خاطر اشتباه یک پزشک در تزریق آمپول پاهایت را از دست دادی او را بخشیده ای؟
رضا صادقی: از صمیم قلی, فکر کنم خدا به من فهماند این پاها به درد من نخواهد خورد و برای همین آنرا از من گرفت و به جای دو جفت پا چیزی به من داد که قله های متعددی را ختم کنم.
سوال: کدام قله ها؟
رضا صادقی: روزهای اول نفهمیدم اما حالا نی فهمم که در دل مردم همان قله هایی محسوب می شود که بدون پا آن را فتح کرده ام.
سوال: بهترین ساعات زندگیت؟
رضا صادقی: لحظاتی که کنسرت اجرا می کنم.
سوال: رضا جریان مهرشاد چیه؟
رضا صادقی: فقط همین قدر بنویسید که من رضا صادقی هستم اما مهرشاد نیستم.
سوال: قبول داری با ترانه هایت سنت شکنی کردی؟
رضا صادقی: از این موضوع خوشحالم , تا ایران و ایرانی, ایرانیست هر جا اسمی از مشکی بیاید همه می گویند مشکی رنگ عشق است.
سوال: تا حالا تحریک نشدی بروی آن بر آب؟
رضا صادقی: اگر جنگی است برای جنگیدن است و اگر میدانی است به طور حتم برای ماندن خواهد بود من حرف ناصوابی نمی زنم و دلیل ندارد بروم جایی دیگر ان را مطرح کنم
سوال: خودت به چه موسیقی علاقه مندی؟
رضا صادقی موسیقی کلاسیک , پاواراتی و آندرهبوچلی در اوپرا, استیوواندرواریک کلاپتون را هم دوست دارم و نباید از خانم سلیندیون هم بگذریم.
سوال: چرا هر کس که ترانه های تو را گوش می کند متهم به عاشقی می شود؟
رضا صادقی : امیدوارم صدایم صدای عشق باشد.
سوال: دوست داری ازدواجت به چه شکل باشد؟
رضا صادقی : به طور قطع ازدواج من با همه جوانها فرق دراد من اگر ازدواج کنم با کسی ازدواج می کنم که بیشتر از من عاشق رنگ مشکی باشد و یا اینکه آنقدر عاشق من باشد که عاشق راگ مشکی هم بشود.
سوال: دوست داری شب عروسی ات لباس عروس چه رنگ باشد؟
رضا صادقی : لباس عروسی همسر آینده من باید مشکی باشد به همین دلیل شاید ازدواج من دیر سر بگیرد.
سوال: بهترین ترانه ات چیست؟
رضا صادقی : همه ترانه هایم را دوست دارم اما ترانه ای که نسبت به نقیه با ان راحت ترم (( بغض ترانه)) همان آهنگ((دلم برات تنگ شده جونم)) است.
سوال: بهترین هدیه ای که دوست داری بگیری چیست؟
رضا صادقی : دوست دارم روز تولدم گیتار هدیه بگیرم و بهترین هدیه ای هم که از یک دوست عزیر گرفته ام گیتار است.
سوال: بهترین هدیه ای که دوست داری به مردم بدهی چیست؟
رضا صادقی : بهترین هدیه ای که داده ام روحم بوده که به مردم اهدا کردم.
سوال: از میان حیوانات چه حیوانی را دوست داری؟
رضا صادقی : از میان پرنده ها مرغ عشق را دوست دارم به گربه مشکی هم علاقه مند هستم اما اسب را از همه حیوانات بیشتر دوست دارم.
سوال: در کودکی به چه کارتونی علاقه مند بودی؟
رضا صادقی : به خاطر اینکه لباس و حتی اسب زورو مشکی بوده از بچگی کارتون زورو را دوست داشتم.
سوال: ابی یا قرمز؟
رضا صادقی : من پرسپولیسی هستم یا اینکه لباس پرسپولیس قرمز است اما دقت کنید در لباس آنها رنگ مشکی هم به کار رفته است و در کل همه خانواده ام پرسپولیسی هستند.
سوال: راستی رضا در چه سالی متولد شدی؟
رضا صادقی : من در 25 مرداد سال 1358 در ساعت 7:30 در آنامیس(میناب) متولد شدم.
سوال: درست در مدرسه چطور بود؟
رضا صادقی : چی بگم....از اول راهنمایی شروع به تجدید اوردن کردم و دوم دبیرستان هم مردود شدم و نمره صفر پایین ترین نمره ای بوده که در مدرسه گرفته ام.
سوال: از شیطنت های دوران مدرسه ات بگو:
رضا صادقی : پنگه های مدرسه را خم می کردم تا شبیه گل لاله شوند و روی تخته سیاه روغن می ریختم تا با گچ نتوانند روی آن بنویسند....!!!!
سوال: نظرت درباره مریم حیدرزاده چیست؟
رضا صادقی : من شعرهای مریم حیدرزاده را خیلی دوست دارم . مریم دختر ماهی است و او را خواهر روحی خود می دانم هر چند حیدرزاده گفته مشکی رنگ عشق نیست و قرمز رنگ عشق است. اما این حرف مریم را به حساب نقض رنگ مشکی نگذارید.
سوال:از کدام شهرهای ایران خوشت میاد؟
رضا صادقی : من اصفهان را خیلی دوست دارم و وقتی به آنجا میروم به عنوان یک ایرانی حس غرور می کنم و وصیت کردم بعد از مرگم من را در اصفهان دفن کنند.
سوال: و حرف اخر؟
رضا صادقی: التماس می کنم عاشق بمونید و به خاطر اشتبای معشوق آبروی عاشق را نبرید.