سوال: چگونه در متهم گریخت بازی کردید؟
صادقی: با رضا عطاران دوست هستیم و رو حساب این دوستی در این کار هم بودم.
سوال: با رضا عطاران کجا آشنا شدید؟
صادقی: از طنز کوچه اقاقیا.
سوال: چرا بیشتر با رضا عطاران کار می کنی؟
صادقی: چون پیش رضا خوش می گذرد! آدم با او راحت است ما به عنوان دوست با هم کار می کنیم و در کنار او احساس نمی کنم که او تنها یک کارگردان است
سوال: فکر می کنید, عباس در متهم گریخت چقدر با علی در خانه به دوش فرق دارد؟
صادقی: هیچ عباس هم نقش پارسال است فقط در داستان و موقعیت متفاوتی قرار گرفته است.دوست دارم خودم باشم, در موقعیت های مختلف چون اصلا جور دیگر به من نمی یاد.
سوال: منظورتان چه مدلی است؟
صادقی: همین که بخواهم تیپ سازی کنم. اصلا بلد نیستم.
سوال: اصلا چطور بازیگر شدید؟
صادقی: من را پیدا کردند, کنار خیابان بودم. سال 70 گفتند بیا بازی کن, من هم بازی کردم.
سوال: چطور کشف شدید؟
صادقی: آقای سماواتی یک روز به مدرسه شهید منتظری آمد و گفت : کسی می خواهد بازیگر شود. همه بچه های کلاس دستشان را بالا بردند, جز من گفت : تو چرا دستت را بلند نمی کنی, گفتم: چون خوشم نمی آید, گفت: تو بیا بازی کن و بالاخره این جوری گرفتار شدیم.
سوال: چقدر با کارگردان راجع به عباس صحبت کردید؟
اصلا صحبتی نکردیم , رفتم سر ضبط و هر چی دادند خواندم. اصلا هم نمی دانم آخرش چه شد. فقط نقش خودم را بازی کردم.
سوال: فکر نمی کنی جذابیت خانه به دوش بیشتر بود؟
صادقی: چرا بود. آن هم به خاطر حضور آقای لولایی بود, البته تیم و متن هم خوب هم داشتیم. متهم گریخت بد نبود اما من کار پارسال مان را بیشتر می پسندم.
سوال: بداهه گویی هم داشتی؟
صادقی: امسال هم سکانس های من پر از بداهه بود.. به مراتب می توانم بگویم در هر سکانس حدود 50 درصد بداهه گویی داشتم و 50 درصد از متن حرکت می کردم.
سوال: در غالب طنز فکر نمی کنی نقشت تنها افتاده بود؟
صادقی: به نظرم همه خ.بودند. به خصوص مش قربون و مادر هاشم آقا که نقششان خوب از کار در آمده بود. شازده نیز همان بود که باید بوده باشد.
سوال: نظرت راجع به موسیقی تیتراژ اول چیست؟
صادقی: مردم از تیتراژ اول متهم گریخت خیلی خوششان آمده تا جایی که می بینیم که موسیقی آن را در کوچه و خیابان زمزمه می کنند. موسیقی متن هم روی کار نشسته به همین خاطر جادارد از آقای امیر حسین مدرس تشکر کنم.

سوال: چرا در 2 سریال رضا عطاران نقش جوانهای عاشق پیشه را بازی می کنید که به دنبال دلداده خود می گردند؟
صادقی: داستان ها این است که یا می خواهند ازدواج کنند یا طلاق بگیرند همین است که هنر چارچوب مشخصی ندارد و تعریف شده نیست, یا باید شاهد این باشیم که عاشق هم شدند یا این که فارق می شوند.
سوال: مثل اینکه قرار است فقط با آقای عطاران کار کنید و ماه رمضان هر سال در سریال هایی مثل پشت کنکوری ها و خانه به دوش و متهم گریخت حضور پیدا کنید؟
صادقی: نه این طور نیست, اصولا دوست دارم سر کاری باشم که راحت باشم چون خیلی از گروهها را نمی شناسم و یا تعریف خوبی از آنها نشنیدم.
سوال: یا اینکه پیشنهادی نداشتید؟
صادقی: بله چون یا این که اصلا پیشنهادی نی شود بلاخره ما بازیگر کنار خیابان هستیم. نه اهل عرفان و نه اهل حرفهای گنده و قلمبه و سلمبه.
سوال: منظورتان چیست؟
صادقی: من هنر را این طور دیدم که ریش و موی بلند داشته باشی و حرفهای سوزناک هم بزنی. تئاتر بروی هنرمند می شوی و آن وقت معروف و حرفه ای هستی. وقتی دیر سر کار بیایی و زود هم بروی آن وقت یعنی کلاس می گذاری من هنر را این طوری دیدم.
سوال: خوب این تمام تعریف هنر است؟
صادقی: هنر ذاتی است. چیزی نیست که با یک آمپول به شما تزریق شود. خیلی ها را دیدم که فوق لیسانس بازیگری هم خواندند اما یک پلان هم بلد نیستند بازی کنند, چون استعداد ندارند. اما فکر می کنند چون درسش را خواندند استعداد هم دارند. اما من همین که می بینید هستم, تو زندگی هم همین طور هستم.
سوال: تا به حال تئاتر رفته اید؟
صادقی: اصلا با فضای آن حال نمی کنم, شاید هم با تعریف هایی که شنیدم فرق داشته باشد. اما من دوست ندارم تئاتر کار کنم و تئاتری هم نیستم.
سوال: کار دیگری در دست داری؟
صادقی: فیلم هووی آقای داود نژاد را هم در نوبت اکران دارم. در این فیلم نقش برادر یکی از هووها را بازی می کنم.
سوال: هوو هم طنز است؟
صادقی: مایه هایی از طنز دارد.
سوال: همچنان مستاجری؟
صادقی: با این پولها که ما می گیریم بعید می دانم صاحب خانه شوم.
سوال: به غیر از بازیگری شغل خاصی داری؟
صادقی: نه
سوال: چند وقته متاهلی؟
صادقی: دو سال
سوال: فرزند نداری؟
صادقی: نه
سوال: نمی خوای پدر شوی؟
صادقی: نه , نمی دانم این چه صیغه ای است که هر کی می بیند حال بچه های خیالی ام یعنی امید و آرزو را می پرسد. باباجان به پیر به پیغمبر من بچه ندارم و فکر هم نمی کنم هیچ وقت صاخب اولاد بشوم.
سوال: اگر روزی علی صادقی را ببینی به او چه خواهی گفت؟
صادقی: می گویم بابا دمت گرم.
سوال: تکه کلام خاصی داری؟
صادقی: فقط, چطوری شما؟
سوال: با این که اتفاقی وارد این حرفه شدید چه تعبیری از بازیگری دارید؟
صادقی: راستش تعریف خاصی ندارم و یا به تعریف خاصی از هنر در ایران نرسیدم. بیشتر باید در این شرایط به فکر راههای کاسبی بود و پول در آورد نظر من هنر کاسبی است.
سوال: گفتید خودتان را بازیگر نمی دانید. چرا؟
صادقی: خوب البته بازیگر نمی دانم, اما تو این چند سال تجربه ای پیدا کردم اما اصولا دوست داشتم پولدار بودم. در این صورت همه اش در خانه می ماندم. چون بیرون که همه اش ترافیک است. و جای تفریخ هم که نداریم.
سوال: دوست دارید فقط در کارهای طنز باشید؟
صادقی: بله دوست دارم. البته رئال هم باشد بیشتر دوست دارم.
سوال: فکر می کنید که یک روز در سینما ستاره شوید؟
صادقی: به من که نمیاید, ولی خودم به خودم مشکلی ندارم و خودم را ستاره می دانم.
سوال: بین بازیگرهای خارجی از چه کسانی خوشتان می یاد؟
صادقی: بروسلی و تام هنکس
سوال: حرف آخر؟
صادقی: سلامتی.