زنی از شوهر كفترباز تقاضاي طلاق كرد
«جناب قاضي، من شوهر كفترباز نميخوام. فقط اومدم طلاق بگيرم.»
زن جواني كه براي جدايي از همسر به دادگاه خانواده تهران آمده بود، با بيان اين مطلب به قاضي گفت: چهار سال پيش شوهر كفتربازم حميد براي خواستگاري به خانه ما آمد و پدرم پس از تحقيق متوجه شد كه اين جوان كشته و مرده كبوتر است و به همين خاطر به او گفت «من دختر به يك پسر كفترباز نميدم.»
حميد كه به قول معروف براي خواستگاري از من در منزلمان را كنده بود به پدرم قول داد كه حاضر است دست از كبوتربازي بردارد و همه كبوترهايش را بفروشد.
يك روز پدرم به خانهشان سر زد و ديد حميد طبق قولي كه داده بود همه كبوترها را فروخته و قفسها را از پشت بام منزل برچيده است. به اين ترتيب موافقت پدرم جلب شد و عروسي ما سر گرفت اما دو ماه از ازدواجمان نگذشته بود كه حميد زير قولش زد. يك روز چند تا كبوتر به خانه آورد و كارش را از سر گرفت. روزها مرتب از پشت بام بالا و پايين ميرفت و تمام وقتش را با كبوترهايش ميگذراند. پرندهبازي شوهرم باعث شد كه صاحبخانه چند بار با او درگير شود و بالاخره ما را از خانهاش بيرون كرد.
ناچار خانه ديگري اجاره كرديم. در مدت كمي تعداد كبوترهايش به 100 تا رسيد و او تمام روزش را صرف كبوترهايش ميكرد و حتي گاهي ناهارش را روي بام منزل ميخورد. در محل جديد اين بار همسايهها از دستش شكايت كردند و پليس هم يك بار بازداشتش كرد ولي دست از كبوتر بازي نكشيد.
جناب قاضي، شوهرم به پرندهبازي معتاد است و خودش ميگويد عشق به كبوتر دارد و نميتواند دست از پرندههايش بر دارد. من هم تصميم گرفتهام از اين مرد طلاق بگيرم.
به گزارش پايگاه خبري پليس، قاضي مرادي، رييس دادگاه پس از شنيدن شكايت اين زن جوان، جلسهيي تعيين كرد تا دفاعيات شوهر او را هم بشنود، بعد تصميم بگيرد