|
|
| |
انتقام دختر جوان به خاطر ازدواج با مرد ميانسال
انتقامجويي دختر كرمانشاهي از والدينش در پي اجبار و پافشاري به ازدواج با مردي كه تفاوت سني زيادي با او داشت، با قتل مادر و مجروحيت پدر پايان يافت.
به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، در پي تماس تلفني با مركز فوريتهاي پليسي 110 مبني بر وقوع يك فقره نزاع در كرمانشاه بلافاصله ماموران كلانتري 16 «سعدي» با حضور در موقعيت مورد نظر تحقيقات لازم را در اين خصوص آغاز كردند.
در اين حال زماني كه ماموران پليس براي بررسي موضوع در محل درگيري حاضر شدند، دريافتند كه اين حادثه به مجروحيت دو تن (زن و شوهر) منجر شده كه به بيمارستان انتقال يافتهاند.
بر اين اساس ماموران با مراجعه به محل بيمارستان متوجه شدند كه يكي از مجروحان (زن) بر اثر جراحات وارده در جان باخته است.
بدين ترتيب در ادامه تحقيقات پليسي و ارجاع پرونده به پليس آگاهي، دختر متوفي از سوي كارآگاهان مورد بازجويي قرار گرفت و اظهار كرد: دو زن و مرد فيوجي به بهانه رفتن به دستشويي و خوردن چاي وارد منزلمان شدند و دقايقي از ورودشان نگذشته بود كه ناگهان زن فيوج با پرتاب شيشه سركه و چهار پايه فلزي، پدر و مادرم را از ناحيه سر مجروح كرد و با سرقت مقاديري طلا متواري شدند.
با اظهارات نامبرده، ماموران پليس آگاهي اقدام به بازرسي از منزل اين خانواده كردند تا با بررسي محل وقوع جرم، صحت يا سقم اطلاعات دريافتي را دريابند.
به گزارش ايسنا در جريان تحقيقات تكميلي و عدم انطباق گفتههاي دختر متوفي با وضعيتي كه در منزل آنها مشاهده ميشد، ظن ماموران نسبت به اين دختر بر انگيخته شد.
سرانجام بار ديگر وي را به عنوان مظنون اصلي مورد بازجويي فني پليسي قرار دادند تا اين كه لب به اعتراف گشود.
دختر جوان در تشريح حادثه طي اعترافاتي به ايسنا گفت: در پي خواستگاري مردي كه تفاوت سني زيادي از من داشت، پدر و مادرم، مرا تحت فشار قرار دادند كه تن به ازدواج با او دهم.او اعتراف كرد: زماني كه آنها برخواسته خود مبني بر اين ازدواج پافشاري كردند، از نبود برادر و خواهرانم استفاده كرده و ابتدا پدرم را كه در طبقه همكف خوابيده بود چندين ضربه پي در پي با چهار پايه فلزي به او وارد كردم و در حالي كه مصدوم شده بود به طبقه فوقاني رفته و مادرم را نيز كه در خواب بود به شدت مضروب كرده و به قتل رساندم.
متهم به قتل همچنين در ادامه تحقيقات پليسي اذعان كرد: در پي اقدام به قتل پدر و مادرم، وسايل منزل را به هم ريختم و با طراحي يك داستان كذايي ورود زن و مرد فيوجي به منزل از اهالي محل براي نجات والدينم درخواست كمك كردم.
در پي اعتراف متهمه و با راهنمايي وي، طلاجات گمشده كه آنها را مخفي كرده بود، پيدا شد.
|
|
| |
کپی از
مطالب سایت حتی با ذکر منبع غیر مجاز می باشد |
|
| |
|
|
| |
|
گوناگون و تازه ها |
|
|
| |
|
|
|
|